تار و پود زندگی

rugart.org_0001عمده ترين صنايع دستي در استان گلستان، فرش بافي است كه بيشتر در بين زنان تركمن رايج است. هر چند كه نمي توان مشخص كرد كه فرش اولين بار در كجا و در چه شكلي و در چه سالي بافته شده اما ترديدي نيست كه قاليبافي در ميان مردم گله دار پيدا شده و رشد كرده است. اين هنر كه فعاليتي خانگي بوده هنوز هم برقرار است و كم و بيش به همان صورت در مناطق روستايي و عشايري مشاهده مي شود. هدف اينگونه فعاليت هنري خانگي، گاهي براي ابراز هنرمندي و لياقت و استعداد شخصي است كه دختران، فرش زير پاي خود و همسر آينده خويش را خود ببافند و به عنوان هنر دستي با خود به خانه شوهر ببرند، اما بيشتر اوقات هنر قاليبافي خانگي، توليد كالايي براي مصرف شخصي و يا در صورت لزوم ايجاد درآمد تكميلي است. در حال حاضر استان گلستان يكي از قطبهاي مهم توليد كننده فرش تركمني، قاليچه، قارچين، گليم، نمد بافي، گل دوزي، سوزن دوزي، ابريشم دوزي بر پارچه، زيورآلات تركمني، ساختن آلات موسيقي، سبد بافي، ريسندگي و بافندگي الياف، پارچه بافي و توليد وسايل چوبي است كه در ادامه به معرفي فرش تركمن مي پردازيم:

فرش قديمي ترين سمبل هويت فرهنگي تركمن هاست و تركمن مهد هنر فرش بافي مي باشد. راه زندگي تركمن با اسب هموار شده است و هنر قالي بافي كتاب تاريخ و حديث عشق و تلاش آنان است. كهن ترين فرش بدست آمده از دره پازيريك (حدود مرزي مغولستان، سيبري و چين) تا چند سال قبل از ميلاد قدمت دارد و در متن آن ۲۴ گؤل وجود دارد و به تعبيري مي تواند نمادي از ۲۴ فرزند اغوز يعني تركمنان اوليه باشد. ليكن صنعت فرش تركمن در دوره حكومت تركمنان سلجوقي (۵۲۲-۴۲۸ ه.ق) به جهان معرفي شد. فرش تركمن زاده ذهن خلاق و انديشه جستجوگر و دستهاي آفريننده مادر مي باشد. او با دست هاي هنرمندش فرش را زمينه ساز و جلوه گر انديشه اش نمود. او در هر گره تمامي احساس و عواطف و عشق مادرانه اش را به دخترش و مردم تركمن به وديعه نهاد و در پايان اثري از انگشتان خسته و خونبارش براي زينت بخشيدن به قالي و اثبات حضور خود در ميان جلوه هاي گوناگون يافته اش نمادي به نام فرش از سر انگشت خونبارش به يادگار باقي گذاشت. در بررسي شكل و قالب فرش تركمن شاهد وجوه مشتركي بين آن و ساير دستبافتهاي شرقي مانند افغانها، ازبكها و سايرين خواهيم بود. قابل ذكر است كه پي گيري ردپاي آزينه هاي اقوام آسياي ميانه و ويژگيهاي هنري عشايري تركمن مي تواند شواهد و مداركي مستدل براي شناخت ارتباط و شايد اشتراك ميان قبايل مختلف و همين طور تركمنها با ساير قبايل و عشاير كوچنده به دست دهد. عناصر سازنده قالي تركمن عبارتند از گلهاي بزرگ و كوچك در صفحه مركزي و حاشيه هاي موازي كه در رديف هاي منظم قرار گرفته اند، طرحهايي از اشكالي گياهي و عناصري از تمفاها، نمادي از پرندگان شكاري محافظ قبيله كه پرستيده مي شدند(توتم) و گل نشان علامت خاص هر طايفه، نقش و نگار بافته هاي سالورها، ساريق ها، ارساري ها، يموت و تكه ريشه مشترك اقوام تركمن و شباهت آن و تفاوتهاي اين نقش و نگارها ويژگيهاي هر طايفه را نشان مي دهد. هر كدام از طوايف تركمن اشكال را ابداع كردند منجمله:
۱- طوايف تكه، ماري گؤل
۲- طايفه يموت، قاپسه گؤل، درناق گؤل، آينه گؤل
۳- طوايف ارساري، گلي گؤل
۴- طوايف ساريق، ساريق گؤل
۵- طوايف سالر اونگقرقه گؤل
كه بر روي هم ۸۱۱ نقش فرش تركمن با نام موجود مي باشد. هر چند گفته شده كه در اصل ۱۱۳۳ نقش وجود دارد. پر آوازه ترين قاليهاي تركمن كه در بازار جهاني خواستار زيادي دارد قاليهاي داراي نقش و نگار تكه، قاليهاي سالوري گؤل است. قاليهاي يموتي هر چند از نگاه زيبايي دست كمي ندارند ولي كمتر شهرت دارند و نقش و نگار و رنگهاي آنها با آنچه كه در بالا آمد تفاوت دارند. چنانكه و.گ موشكوا قالي شناس نوشته است نقش و نگار تركمني به رغم تفاوتهاي محلي و قبيله اي، داراي سبك يگانه اي است. همساني نقش و نگارها همواره اقتباسي ساده نيست. اينها اغلب نشانه هاي پيدايش مشترك گروههايي هستند كه امروز قبيله اي مستقل هستند و يا نشانه هاي اتحاد چندين گروه هستند. اين هماهنگي ها را مي توانيم در نقش و نگار تكه ها، يموت ها، ارساري ها، ساريق ها بيابيم كه بنابر شواهد تاريخي داراي پيدايش مشتركي هستند، اما پا به پاي ويژگي هاي مشترك در نقش و نگارهاي قاليها، تفاوتهاي قبيله اي نيز به خوبي نمايان است. بايد گفت كه گؤل روزگاري توتم يا نشانه قبيله بوده است كه گذر ايام و تاثير عوامل مختلف باعث تغيير آن شده است. فرش تركمن را زنان و دختران هنرمند تركمن بدون آنكه در برابر چشمان آنها نقش و نگاري باشد بر روي قالي منتقل مي كنند كه باعث شگفت مي باشد. تقاضا در مورد قاليهاي تركمن هم در داخل كشور و هم خارج همواره بسيار بوده است ولي امروزه بنا به دلايل گوناگون از ارزش و اهميت فرشهاي دستباف كم شده است و عدم حمايت از قاليبافان موجب گرديده كم كم اين هنر نيز در گذر زمان در مسير تندباد فراموشي و نسيان افتد.
اكنون به معرفي چند نمونه از نقشهاي قاليهاي تركمن مي پردازيم:
نقش قفسه گؤل : اين نقش نمادي از لانه پرنده اي است. اين كلمه در اصل قفسماق بوده يعني حصار كشيدن به دور چيزي، زيرا پرنده با كمك خار و خاشاك اطراف لانه خود را محصور مي كند و اين نقش لوزي مانند در حقيقت نماد آشيانه اي است كه پرنده در آن تخم گذاشته و جوجه هايش نيز در اطراف، سر از زير بال مادر بيرون آورده اند و در دو طرف لوزي، سر پرنده مادر نشان داده شده كه اطراف را مي پايد. حال چگونه اين پرنده نقشي شده بر قالي، به احتمال زيادبا مشاهده زنان در طبيعت اين نماد خلق گرديده است.
نقش مارگل : مار در زبان تركمني به معني مرو بوده و ساليان درازي است كه اين نقش بافته مي شود.
پس از ظهور اسلام و گسترش آن در آسياي ميانه، مذهب بر انديشه ابداع كننده اثر گذاشت، از آنجا كه اسلام به تصوير در آوردن بودني هاي زنده را نهي مي كرد، به اين فكر افتادند كه از نقش قوچ فقط به نشان دادن شاخهايش اكتفا كنند. يا از نقش شتر، تنها اثر پنجه اش را بر خاك دشت نشان دهند. به همين دليل مارگل، كوشك دواني يا اثر پاي بچه شتر خوانده مي شود. پرندگان و نقوشي از پوزه خوك و ستاره هشت پر نيز كه مربوط به قبل از اسلام است در فرش هاي تركمن ديده شده است. بافندگان فرش با تلفيق هنرمندانه چند موضوع و قرار دادن نمادهايي از آنها در كنار يكديگر نقشي را ابداع مي كنند كه انديشه هنري آنها را ارضا كند.

فرش تركمني چنان كه در قبل نيز گفته شد از يك حاشيه بزرگ و چند حاشيه كوچك تر تشكيل مي شود. حاشيه بزرك را اعلم مي گويند. اعلم به زبان تركمني يعني رنگين كمان. همان طور كه اين پديده زيباي طبيعي بعد از به وجود آمدن ديري نمي پايد، اعلم نيز تنها در دو سمت مي آيد و بعد قطع مي شود و تمام قالي را مثل حاشيه هاي ديگر دور مي شود. يعني قلاب و در ميان درنق له اعلم نقشي نيز از داغداغان ديده مي شود. اين درخت در فرهنگ تركمن، مقدس و محترم است و آن درختي است كه چوب آن را به شكل خاص تراشيده و به گردن كودك مي آويزند تا از نظرهايي كه به كودك مي افتد، صدمه و آسيبي به او نرسد. داغداغان در حقيقت به همين هدف در فرش تركمني بافته مي شود. در مورد حاشيه ديگر بايد گفت حاشيه كوچكي كه به تقريب بين انواع نقوش تركمني به چشم مي خورد گلي ن بارماق است يعني اثر انگشت كه به آن چويچه برون نيز مي گويند. در نقش مارگل حاشيه كوچك ديگري نيز وجود دارد به نام آق لو به معني كانال آبي و بالاخره حاشيه ديگري نيز هست به نام پترانگ – قري به معني پهن شده و پراكنده شده كه شبيه عقربي است كه دستها و پاهايش را باز كرده باشدو زنان تركمن از هر چه در اطرافشان بوده سود جسته و از سر هوشياري آنها را در بافته هايشان آورده اند.

منابع :
۱- سارلي، اراز محمد، جايگاه صادراتي فرش تركمن، خلاصه مقالات، سمينار علمي فرش ايران
۲- نيازي، محمد نياز، جايگاه زن در جامعه تركمن، خلاصه مقالات، سمينار علمي فرش ايران
۳- كسرانيان، نصر الله / تركمن هاي ايران
۴- جاذبه هاي گردشگري استان گلستان، رمضانعلي قائمي
۵- بي بي رابعه لوگوشوا، تركمنهاي ايران
۶- بلاغي، ذبيح الله، نيازجان و فرش تركمن
۷- Internet

ناشرالکترونیک : پایگاه علمی پژوهشی فرش ایران [www.rugart.org] ،به نقل از مجله دانشجویی عالم غوشار

دیدگاهتان را بنویسید