مردی با نقشی ماندگار در فرش ایران

گفتگو با استاد سیروس پرهام
مردی با نقشی ماندگار در فرش ایران
دکتر سیروس پرهام(متولد۱۳۰۷ در شیراز)، مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنر شناس و فرش شناس و از بنیان گذاران سازمان اسناد ملی ایران است. مدرک لیسانس خود را در سال۱۳۳۰ در دانشگاه تهران و دکترا را در۱۳۳۳ از دانشگاه برکلی در رشته علوم سیاسی گرفت

به گزارش واحد خبر پایگاه علمی پژوهشی فرش ایران (www.rugart.org) به نقل از فرشنامه_ پرهام از نخستین ویراستاران در ایران و اولین ویراستار موسسه انتشارات فرانکلین (علمی و فرهنگی امروز) است. همچنین مجموعه پانزده جلدی«سیری در هنر ایران» نوشته آرتور اپهام پوپ و همسرش فیلیس آکرمن را موسسه علمی فرهنگی به سر ویراستاری او، تهیه کرده است..
وی از بنیانگذاران سازمان اسناد ملی ایران و از ۱۳۴۹ تا۱۳۵۹ رییس این سازمان بود.
کتاب شناسی
مهم ترین تالیفات ایشان در زمینه فرش به قرار زیر است:
۱_دستبافت های عشایری و روستایی فارس (کتاب دوجلدی)
۲_شاهکارهای فرش بافی فارس (کتاب)
۳_ اوج و حضیض گبه (مقاله)
۴_ تاریخ کهن فرش بافی فارس
جلوه های اساطیری و نمادهای نخستین در قالی ایران(مقاله)
۵_ قالی ایران در دایره المعارف «ایرانیکا»(مقاله)
۶_ گذشته و آینده(مقاله)

دکتر سیروس پرهام در گفتگو با خبرنگار فرشنامه گفت: پژوهش‌های من در فرش ایرانی، خاصه فرش‌های ایلیاتی و فرش‌بافی فارس، می‌باشد، به‌این‌علت متمرکز فرش فارس گشتم که تنوع جمعیت ایلی در استان فارس نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا کم‌نظیر است. ازجمله ایل قشقایی (ترک‌زبان)، ایلات لر (فارس زبان)، ایلات شیبانی و جباری (عرب‌زبان) که فقط ایل جباری فرش‌بافی دارند. ایل باصری (فارس زبان)، ایلات بهارلو و اینالو (ترک‌زبان). لازم به ذکر است فرش‌بافی ایلات لر در این استان حدود ۲۰۰۰ سال و فرش‌بافی ایل قشقایی حدود ۶۰۰ سال و اینالو و بهارلو حدود ۷۰۰ سال قدمت دارند.
من پژوهش خود را در مورد ایلات و روستاهای فارس شروع کردم، اولین کتاب قالی از بنده در سال ۱۳۵۲ به اسم«قالی بولوردی» منتشر شد.
بولوردی طایفه‌ای از ایل اینانلو- ترک‌زبان- بود، علت انتخاب قالی بولوردی تنوع بی‌نظیر رنگ‌آمیزی در این قالی‌ها بود، معمولاً فرش‌هایی که در روستاها و ایلات فارس می‌بافند زمینه‌هایی سرمه ای و قرمز دارند و به‌ندرت رنگ سبز و آبی فیروزه‌ای هم به چشم می‌خورد، اما بولوردی ها از رنگ متفاوت و متنوع همچون صورتی و طلایی و بنفش و قهوه‌ای و اکثر رنگها هم استفاده می‌کردند.
من به‌تدریج پژوهش خود را به فرش‌بافی کل ایران در طول دوره‌های تاریخ بسط دادم که شواهد حاکی از آن است که فرش‌بافی در ایران حدود ۳۰۰۰ سال قبل از تاریخ یعنی عصر مفرغ رواج داشته است.
شواهدی نه‌فقط در کرمان، بلکه در تپه یحیی و اطراف دریاچه خزر نیز کشف‌شده است.
اولین بار «خیوپین» باستان‌شناس روس در آسیای مرکزی تا ترکمن‌صحرا و منطقه جنوب البرز در سال ۱۹۷۰ در کاوش‌های خود ابزار قالیبافی و گلیم‌بافی را به کمر زنان آویزان بوده و با آن‌ها دفن شده بوده را پیدا کرد. سفالینه‌هایی در منطقه مرودشت و مناطق دیگر نیز پیدا شد که منقش به نقش فرش بود “پیرآمیه” باستان‌شناس معروف فرانسوی، اولین نفری بود که به ارتباط بین سفالگری و فرش‌بافی اشاره کرد.
همه این‌ها حاکی از آن است که فرش‌بافی ایران حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. گلیم حتی تاریخش در ایران و دنیا چند صدسال قبل از اختراع قالیبافی بوده است.
خانم«باربر» باستان‌شناس روس معتقد است از حدود ۲۰۰۰ سال پیش زنان حوالی دریا خزر « کاسپین» فرش‌بافی و قالیبافی داشته‌اند.
پس از کشف قالی پازیریک از گورهای یخ‌زده سیبری در جنوب منطقه‌ی آلتاهیب، مکانی که « سکاها» در آن زندگی می‌کردند در سال ۱۹۴۹ توسط «رودنکو» باستان‌شناس روس و یک قالیچه ریزبافت‌تر از قالی پازیریک با گره متقارن « ترک بافت» در فاصله ۱۰۰ کیلومتری منطقه یافت پازیریک، پیدا شد که باستان‌شناسانی چون “خانم باربر” به این نتیجه رسیدند که فرش‌بافی حداقل از عصر مفرغ در ایران بوده است.
علت سالم ماندن قالی پازیریک در گور یک شاهزاده سکایی وجود حفره‌ای است که دزدان به‌منظور دزدیدن اشیا قیمتی گور، در مقبره ایجاد کرده بودند که باعث شده بود برف و باران به‌تدریج وارد گور شود و به علت آب‌وهوای سرد سیر یخ بزند، یعنی قالی پازیریک در یخ محفوظ ‌ماند، اینک در موزه آرمیتاژ نیز در محفظه‌ای شیشه‌ای که هوای سرد به آن تزریق می‌شود نگهداری می‌شود.
من همچنان پژوهش در فرش ایران را ادامه دادم در این زمینه یک مقاله ۱۵۵ صفحه‌ای که در سال ۱۳۹۲ در دوره‌ی ۲۰۰ جلدی« تاریخ جامع ایران» که دایره المعارف بزرگ اسلامی چاپ کرد و در جلد ۱۸ آن مقاله من با “عنوان فرش و فرش‌بافی ایران” منتشر شد.
کتاب بعدی من‌بعد از قالی بولوردی در سال ۱۳۶۴ جلد اول کتاب “دستباف‌های عشایری و روستایی فارس” از انتشارات امیرکبیر بود که منحصر به قالی‌های قشقایی بود چون بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی قالی عشایری فارس، بعد از عرب‌ها، قشقایی‌ها هستند، خورجین بافی، سوزن‌دوزی و گلیم‌بافی قشقایی‌ها در جلد دوم و در سال ۱۳۶۶ به چاپ رسید.
در سال ۱۳۷۵ کتاب “شاهکارهای فرش‌بافی فارس” که دوزبانه (انگلیسی و فارسی) است را با انتشارات سروش منتشر کردیم.
دراین‌بین مقالات مختلفی راجع به فرش‌بافی در مطبوعات داخلی و خارجی نیز نوشتم ازجمله چند مقاله در مجله (oriental rug review) که در آمریکا ، مجله «هالی» که در انگلیس و در مجله گره که در ایتالیا منتشر می‌شود. در مطبوعات داخلی ایران نیز مقالات متعددی درزمینه ی فرش‌بافی نوشته‌ام که به کوشش انتشارات علمی و فرهنگی تمام مقالات داخلی من در یک جلد حدود ۶۰۰ صفحه در حال چاپ است که در چهاربخش: ۱- پژوهش و نقد ادبی ۲- پژوهش و نقد هنری ۳- پژوهش و نقد تاریخی ۴ – زیروبم ترجمه، می باشد.
یکی از افتخارات زندگی‌ام، بنیان‌گذاری سازمان اسناد ایران، یعنی آرشیو ملی ایران است که در سال ۱۳۴۹ طرحش را به‌صورت قانون به تصویب رساندیم و از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹ به مدت ۱۰ سال ریاست مجموعه با من بود.
ایشان در مورد افول و رکود فرش ایرانی در جهان گفت: در مدتی که تحریم بودیم کشورهای دیگری که فرش‌های مشابه ایرانی تولید و در بازارهای جهانی عرضه کردند به‌طوری‌که من خودم ۱۴ سال پیش در پکن وارد فروشگاه بزرگی شدم در طبقه مبلمان منزل در گوشه‌ای حدود ۱۶ قالیچه کاشان دیدم از فروشند پرسیدم این فرش‌های ابریشم کاشان است؟ که درنهایت تعجب گفت این فرش کاشان نیست و فرش تبت است.
جالب است بدانید: فرش‌بافی در شبه‌قاره‌ی هند از زمانی که همایون پادشاه گورکانی پناهنده دربار شاه طهماسب می‌شود و چند سالی در ایران می‌ماند و شاه‌طهماسب زمانی که به وی کمک می‌کند تا مهاجمین افغان را از هند خارج کند و برگردد به هند و به سلطنت بنشیند، تعدادی مینیاتوریست و نقاش ایرانی و استاد فرش‌بافی همراهش به هند می‌فرستد و آن‌ها فرش‌بافی را در هند ایجاد می‌کنند که در ابتدا فقط در کشمیر بوده است و بعدها به‌تدریج با طرح و نقش ایرانی در جای‌جای هند رواج یافت و به فرش‌های ” INDOPERSIN” هند و ایرانی معروف است.

در سال ۱۸۹۲ که نمایشگاه فرش وین برگزار شد و تعداد زیادی فرش ایرانی در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شد، کاتالوگ‌های بسیار زیبا و در قطع بزرگی، در آن زمان که اسلاید رنگی وجود نداشت باکیفیت خوب از فرش‌های ایرانی تهیه و تولید شد که نشان از اهمیت فرش ایرانی داشت.
شهرت فرش ایران همیشگی بوده است، در تمامی کتب مربوط به فرش ایرانی که توسط خارجی‌ها نوشته‌شده است، فرش ایران را به‌عنوان فرش نمونه و درجه‌یک معرفی کرده‌اند و بعد به فرش ترک، قفقاز و غیره پرداخته‌اند.
با آرزوی سلامت و سعادت برای این استاد فرهیخته کشورمان

پیام بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.