مسابقه طراحی مرکز تجارت جهانی فرش تبریز

rugart.org_Sanaz_Eftekharzadehباز خوانی یک پرونده قدیمی : مسابقه طراحی مرکز تجارت جهانی فرش تبریز

ساناز افتخار زاده
۷ سال پیش شرکت شهر آفتاب از فصلنامه معماری و ساختمان خواست که با قبول مسئولیت برگزاری مسابقه ای سراسری طرحی مناسب برای مرکز تجارت فرش تبریز فراهم آورد . احمد زهادی مدیر مسئول این نشریه شروع به دعوت از بزرگان معماری برای داوری کرد و رم کولهاس را نیز به عنوان داور خارجی در فهرست داوران قرار داد که البته به جای او یکی از همکارانش درک هبل و نیز جورج کاتودریتز معمار یونانی الاصل به تهران آمدند . بدین ترتیب هیات داوران از شهروز مهدوی ، بهروز پاکدامن ، بیژن صفوی ، مهرداد جاویدی نژاد ، بهرام شیردل ، کوروش رفیعی و دو داور خارجی تشکل شد . در نخستین جلسه محدوده ها و قوانینی میان داوران مشخص شد و برای تعیین رییس جلسه که در صورت لزوم دارای دو حق رای بود رای گیری شد و بدین ترتیب در کمال ناباوری بهرام شیردل که خود را قطب عالم معماری ایران می دانست شهروز مهدوی انتخاب شد . با این انتخاب شیردل به نشانه اعتراض هیات داوری را ترک کرد بدین امید که در رای تغییری حاصل آید و چون هیات داوری با حذف او مخالفتی نکرد داوطلبانه بازگشت !

rugart_00099
به عنوان دبیر و نماینده مجله معماری و ساختمان در جلسه داوری شاهد بودم که علی رغم معیارهایی که در اعلام مسابقه اظهار شده بود هر یک از داوران ایرانی با سلایق و معیارهای شخصی صفحات پروژه ها را با یکدیگر مقایسه می کردند . تنها دو داور خارجی بودند که از من خواستند مکان و بستر پروژه و شرایط خاص آن را برایشان تشریح کنم . من از اقلیم و تاریخ و جغرافیای تبریز و اهمیت فرش تبریز در سطح ملی و بین المللی به عنوان نشانی از هویت ملی ایرانیان برایشان گفتم و موقعیت تاریخی ، اقتصادی و فرهنگی که بازار تبریز دارد . از فرهنگ و علاقه مردم آذربایجان به نقوش و رنگهای درخشان . از اینکه ما اساسا قبل از چنین مرکزی مکانی به نام بازار با سلسله مراتب ، سیرکولاسیون و تعریف خاصی داریم که نمی توان آنرا در ساخت چنین مجموعه جدیدی نادیده گرفت و تصاویر و نقشه هایی از بازار را که بر روی برخی شیت ها بود به ایشان نشان دادم . بدین ترتیب شاهد بودم که چگونه این دو داور به آسانی معیارهایی برای خود تدوین کردند : توضیحات هر پروژه را می خواندند و آن را با شرایطی از تبریز و اقلیم آن و بازار و فرش آن که برایشان تعریف کرده بودم می سنجیدند ، سپس فضاها را با برنامه فیزیکی چک می کردند و پلان ها را با بافت اطراف و دسترسی ها و با مقاطع تطبیق می دادند که در بسیاری پروژه ها کاملن معلوم بود که هیچ ربطی به هم ندارند ! اما داوران ایرانی حوصله خواندن متن ها را نداشتند و اکثراً به دنبال فرم متفاوت بودند ! قضاوت برخی از ایشان واقعاً تعجب برانگیز بود مثلاً بهرام شیردل با دیدن طرحی ناگهان فریاد زد : “Wow , striation , striation , I love it !” یا با دیدن طرحی که اتفاقن طرح خوبی بود و در روال داوری موفق به کسب رتبه چهارم شد به صرف اینکه در پرزانته آن رنگ زرد غالب بود گفت : “I hate yellow architecture”! … در میان طرح ها یک طرح بود که هر کس بدان رسید گفت اینکه واضح است از طرح تویو ایتو تقلید کرده است ! و انتظار می رفت آن طرح تقلیدی که هیچ تناسبی با اقلیم تبریز نداشت و هیچ فکری برای اجرا و داخلش نشده بود همان ابتدا حذف شود اما به طرز مرموزی همچنان در رده های حذفی دوام می آورد تا به دور آخر رسید ! کم کم دفاع بهرام شیردل از این طرح عیان شد . چنان جانبدارانه این طرح را حفظ می کرد و ایرادهای بیمورد به باقی می گرفت و سعی می کرد دیگران را تحت تاثیر قرار دهد که دو داور خارجی تهدید به ترک هیات داوری کردند ! به هر حال شیردل با تاثیر گذاری بر برخی از اعضاء و نمره حداکثری به آن طرح و حداقلی به طرح های دیگر موفق شد طرح را تا دور نهایی و رتبه سوم پیش ببرد . در دور نهایی کارفرما وارد جلسه شد و با نگاهی به طرح ها اظهار کرد که هیچکدام از اینها مناسب اجرا نیستند و او به دنبال چیزی بسیار متفاوت است که در مخیله نگنجد !!! بدین ترتیب مقرر شد که مقام نخست اعلام نشود و رتبه بندی از مقام دوم انجام شود تا کسی مدعی اجرای طرح نگردد و برندگان با گرفتن مبلغی سر خود گیرند و بروند !
در حاشیه :
در میان طرح هایی که به دور نهایی راه یافتند انصافن چند طرح بودند که دارای فکری عمیق و کانسپت هایی مناسب بودند که تظاهر چندانی نداشتند اما فضاسازی خوب متناسب با برنامه فیزیکی و امکان اجرایی داشتند . به نظر من واقعا حق ایشان ضایع شده بود چون داوران زحمت خواندن متن پروژه ها و بررسی امکان اجرای طرح را به خود نداده بودند و صرفا تحت تاثیر فرم بودند . با جلب موافقت مدیرمسئول به عنوان نماینده مجله با مشورت دو داور خارجی و اطمینان از رای موافق ایشان دو طرح را به عنوان منتخبین مجله گزینش کردم . در شماره های آتی مجله از طراحان آن پروژه ها دعوت کردم تا طرحشان را به طور کامل توضیح دهند و اعتراض و نقاط قوتشان را برای خوانندگان تشریح کنند . متاسفانه ما ایرانیان نمی دانیم در هرکجا باید چه عکس العملی نشان دهیم ! بسیاری شرکت کنندگان از جمله این طراحان از نحوه داوری مسابقه ناراضی بودند و البته حق داشتند اما مسئله این است که چرا در روز اعلام برندگان حتی یک نفر حرفی نزد ؟! چرا هیچ وقت نشده یک نفر از میان جمعیت برخیزد و بگوید که اعتراض دارد ؟ چرا هیچ کس مدعی کارفرما که حتی برترین معماران کشور را ذی صلاح در انتخاب نمی داند و سلیقه خود را فوق همه می داند نمی شود؟ آن وقت کسی چون من و مجله معماری و ساختمان که ذی نفع نیستیم و حتی علیه خود برای اینکه حقی پایمال نشود و دستکم صدای مدعیان به گوش دیگران برسد موقعیتی فراهم می آوریم ، وقت خود را اختصاص می دهیم و صفحاتی که هر یک برای تامین مخارج مجله به قیمتی گران فروخته می شدند را رایگان در اختیار شرکت کنندگان قرار می دهیم بدهکار می شویم !!! این طراحان یک تشکر که از این موقعیت نکردند هیچ ، طلبشان را گویی از ما می خواستند ! جالبتر از ایشان طراحان پروژه رتبه سوم بودند ! پس از چاپ مجله ۳ دانشجوی جوان طلبکار و شاکی به دفتر مجله آمدند و اعتراض کردند که چرا پروژه آنها با نام ” نسرین فقیه و همکاران ” چاپ شده است و نام تک تک ایشان برده نشده است و ادعا کردند که نام برده کمترین نقشی در طراحی نداشته است و تمام طراحی توسط آنها انجام شده است ، گویی باید ما علم غیب می داشتیم که بدانیم وقتی معمار شناخته شده ای فرم مسابقه را به نام خود پرکرده و دیگران را به عنوان همکار نوشته است هیچ کاره بوده است . ای عجب که این روزها کپی کاران و دروغ زنان خودشان دروغ خودشان را باور می کنند و مدعی هم می شوند ، انگار نه انگار که تنها به خاطر همین نام اثری که داوران مدام از ابتدا می گفتند کپیه کار تویو ایتو و غیر اجرایی است تا مقام سوم پیش رفت ! به هر حال دفتر مجله به هریک گواهی جداگانه ارائه کرد تا در حالیکه به دنبال تحصیل در خارج از کشور می رفتند افتخار کنند که موفق به کسب رتبه سوم یک مسابقه مهم شده اند !
مسابقه دوم :
عاقبت کارفرما درحالیکه تمام نقشه ها و طرح ها را مصادره کرد هیچ کدام را نپسندید . حتی بعد از آن از مدیر مسئول مجله خواست مشاوران دیگری را برای طراحی به او معرفی کند که طرح های آنها را هم به رایگان مصادره نمود ! سپس ارائه طرح را به مسئول دفتر فنی شرکت شهر آفتاب سپرد . مسئول دفتر فنی در حالیکه تمام طرح ها را در دست داشت یک طرحی به شکل پارکینگ طبقاتی ارائه کرد و در طرح نمای آن ماند ! سپس از طریق پیامک مسابقه ای برای طراحی نمای طرح خود اعلام کرد ! و باز یک عده معمار برای شرکت در چنین مسابقه ای هجوم آوردند ! جالب تر از همه آنکه داوران این مسابقه غیر رسمی خود طراح پروژه بود که نتوانسته بود نمای کار خودش را طراحی کند و یکی از شرکت کنندگان مسابقه اصلی که طرحش در چنان حدی بود که همان دور نخست رد شد ! طرحی که به خیال آنکه رم کولهاس برای داوری به ایران می آید روی شیت هایش بزرگ نوشته شده بود رم کولهاس !!! عاقبت هم نمی دانم در چنین مسابقه مضحکی چه کسانی شرکت کردند و عاقبت پروژه به کجا کشید اما چیزی اجرا نشد . بدیهی است کارفرمايی که به دنبال چیزی باشد که در مخیله نگنجد به چیزی هم جز پارکینگ طبقاتی نمی رسد !
به راستی طرح چنین مسائلی بچگانه می نماید . اما باید تاسف خورد و به حال جامعه معماری گریست که تا چنین سطوحی سقوط می کند و چنین مسائلی در آن تعیین کننده می شود : این مسابقه در نوع خود مسابقه سالم و بی زدو بندی بود که با هزینه اندکی توسط کارفرمایی شخصی برگزار شد . به راستی اگر پشت پرده های مسابقاتی چون باغ نور ، پدیده کیش ، میلاد نور ، ساختمان مرکزی نفت و غیره بررسی شود که با صرف هزینه های سنگین به سرانجام نمی رسند و نه کسی مدعی برگزارکنندگان می شود و نه هرگز داوران در قبال رای و معیارهای خود پاسخگو هستند عمق فاجعه آشکارتر می شود . به راستی چه در ذهن معماران می گذرد که وقتی از هر یک از آنها برای داوری بی جیره و مواجب دعوت می شود با سر می پذیرند و خود را ذی صلاح برای قضاوت و تعیین سرنوشت دیگران می دانند بدون اینکه زحمت تعیین معیار یا حداقل خوانش توضیحات شرکت کنندگان را به خود بدهند ؟ چه در ذهن شرکت کنندگان می گذرد که هر جا هر مسابقه ای باشد شرکت می کنند و هزینه می کنند ولی آنقدر برای خود ارزش قائل نیستند که از چرایی ناکام ماندنشان سوال کنند ؟ مگر نه اینکه این پروژه ها خوب یا بد حاصل حداکثر تلاش و تفکر شماست ، هرچه که باشد و به مذاق هرکس که خوش نیاید آیا ارزش دفاع خود شما را ندارد ؟! چه کرده ایم که سرمایه گذاران چنین به خود غره شده اند که معماران را نوکران خود می پندارند و سلیقه خود را فوق آثار ایشان می پندارند ؟! بی جهت نیست که همواره ظلم در این کشور پایدار می ماند ، گویی در ذهن ایرانیان نهادینه شده است که همواره به آنکسی که به هر دلیلی در صدر نشسته کرنش کنند و در قبالش سکوت کنند و در عوض یقه کسی را بگیرند که اندک گوش شنوایی برای شنیدن دردهایشان دارد یا حال ایشان را می پرسد ! همچنانکه می بینیم امثال بهرام شیردل و آن مسئول دفتر فنی که امروز بزرگترین برگزارکننده سمینارهای نمایشی معماری است بدون پرسشی مورد تشویق و تعظیم و حسرت معمارانند و برعکس هرکسی که به رفتار و افکار ایشان اعتراض داشته باشد مغضوب علیه همین معمارانی که اینچنین از طرف کارفرما و داوران و سرمایه گذاران مورد تحقیر و بازیچه قرار می گیرند !

rugart_00100

پیام بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.